حرفهای یک پسر غمگین

11 - اسفند‌ماه - 1391 ساعت 20:36

پایان

انالله و انا الیه راجعون


با عرض تاسف و تاثر، کامیاب عزیزم روز گذشته تسلیم غربت و فراغ دیار یار شد و تاب بازگشتن را از دست داد و برای همیشه از میان ما رفت. قلب حساس و تن نحیفش تاب سنگینیهای دنیایمان را نداشت. او رفت و مرا در کالبد آلوده خودم رها ساخت.


قلمت دیگر بر سینه این بلاگ نقشی نخواهد زد...


کامیابم


تو بی صدا رفتی


با تمام غریبانه هایت


با تمام آرزوهای براورده نشده ات


و سهم من، گلبرگهای پر پر شده ات بود


کامیاب عزیزم. من نوشتن را از تو آموختم. زیبا نگاه کردن را از تو آموختم. بازگتشتن را از تو آموختم. عاشقی را از تو آموختم. بخشش را از تو آموختم. پاکی و صبوری را از تو آموختم.



دیروز پایان دنیایت بود. و تو حسرت من بودی. درست لحظه ای که ناشناسها تو را از من گرفتند و به سردخانه بردند. پسر کوچولوی لاغر اندام. تو که میگفتی دیگر نمیخواهی سرمارا ببینی و لمس کنی. بگو امشب چگونه تن نحیفت را در سرد خانه رها سازم؟ تو که میگفتی میخواهی با عشق زنده بمانی و زندگی کنی. تو که میگفتی میخواهی غروب را از روی عرشه کشتی تماشا کنی. تو که میگفتی میخواهی باز هم برایمان بخوانی. تو که میگفتی میخواهی تمام شب عروسیت را  ترانه های شیرازی کوک کنی. تو که قول ها داده بودی. چه شد پسرکم؟ قلبت تاب نیاورد؟ نفسهای آلوده دنیا را نخواستی؟


شاید اینبار نوبت من است که زیباترین جمله ات را خطاب به خودت بگویم:


تولدت برای همیشه مبارک



27 - بهمن‌ماه - 1391 ساعت 23:35

...

کاش میفهمیدی که  .. دنیای من.. تازه انتهای موهای قهوه ایت شروع میشه...


25 - بهمن‌ماه - 1391 ساعت 17:41

...

http://bookstains.files.wordpress.com/2011/06/klimt_kiss1.jpg

امروز فرو ریختم


در شهوت فرجامی نافرجام...

5 - بهمن‌ماه - 1391 ساعت 01:51


http://ir2up.ir/up18/7c423ff34f1.bmp


خدایا. مرا از این درد رها ساز...


راضیم به رضای تو...


نفسهای دردناکم برای تو...


عشقم برای من...


دلتنگیهایم برای تو...


کلبه و دریاچه برای من...


آغوش مادری برای تو...


آغوش تو برای من...



15 - دی‌ماه - 1391 ساعت 10:37

...

http://www.sacredbodyinstitute.com/wp-content/uploads/2012/07/Breath-of-Life-God-Yahweh-Oxygen-O2-Explained-Animals-Humans-Plants.jpg


خسته ام از مرز بودن

قصه نفس ربودن...


خسته از هر نفس پوچ
رویای پرستو و کوچ


کوچ خاکستری من
نفس به خاک نشستن


توبه مرگ من و تو
قصه های دل شکستن


دستهای همیشه خالی

آرزو به دل نشستن



نفس آلوده مرگ
سرفه زندگی من


توی لحظه های بودن
قصه تکراری من...

14 - دی‌ماه - 1391 ساعت 10:45

...

https://x6m3cw.blu.livefilestore.com/y1mLxyAtIesQ2lCgigZDPipoVAX1ET6gBbTtnt89dIXxz-if7B1FQ8BzL1l-Zqvp_VbzS5qdaf1vvNuMlqzGLWuTPwVUeAMU0xRIF0o9qP5jGV74VSjJ4lwOUS2hzoPPkVslaC5KC1XgF8/Mom-hug.jpg

محو و ناپیدا خواهم شد...


در لذت آغوشت... نوازشهایت...

8 - دی‌ماه - 1391 ساعت 15:11

...

http://www.inwardfacinggirl.com/storage/2012-post-files/2012-7-july/pink-foam-paint-june-2012.jpg?__SQUARESPACE_CACHEVERSION=1342663745688


دیشب آنقدر در هزارتویت گم شدم که به جای گونه هایت


بر خاک بوسه زدم...

8 - دی‌ماه - 1391 ساعت 11:40

...

شاید تو هم اشتباه کنی...


شاید...

26 - آذر‌ماه - 1391 ساعت 11:51

...

http://0.tqn.com/d/create/1/0/f/T/8/-/loveBirds.JPG


عشق یعنی قلبت بتپد


غرورت درد بکند...


گذشته ات فراموش شود


و آینده ات گره بخورد...

24 - آذر‌ماه - 1391 ساعت 11:46

...

گاه باید یاغی بود...


گاه باید به مرزهای وجود دستبرد زد...

1 2 3 4 5 ... 39 >>